ابراهيم اصلاح عربانى

179

كتاب گيلان ( فارسى )

هنگامىكه تعداد نفرات محمد على شاه به حد كافى رسيد اردوى خود را به دو قسمت كرد . يك گروه را به فرماندهى ارشد الدوله به تهران فرستاد و خود همراه گروه ديگر به طرف مازندران رهسپار شد . داده ملا قربان على را به عتبات تبعيد كرد . سپس با شجاع لشگر پسر رحيم خان و افراد او برخورد كرد و در نبردى كه بيش از چند ساعت به طول نيانجاميد آنان را شكست داد . شجاع‌لشگر به طرف اهر عقب‌نشينى كرد . اردوى دولتى به تعقيب او پرداخت و شكست سختى بر وى وارد كرد . رحيم خان براى تلافى اين شكست لشكر انبوهى مركب از چهار هزار سوار و دو هزار پياده فراهم كرد و براى جنگ با قواى دولتى رهسپار شد . قواى دولتى نيز به تقويت نيروهاى خود پرداخت . در اين موقع باقر خان سالار ملى با چهارصد مجاهد آذربايجانى به كمك قواى دولت شتافت . طى مدت دو ماه جنگهاى سختى بين دو گروه جريان داشت و عاقبت رحيم خان شكست خورد و افرادش متفرق شدند . پس از اين شكست عده‌اى از افراد ايل شاهسون مجددا طغيان كردند و اردبيل را مركز شرارت قرار دادند . نيروهاى دولتى كه با دويست سوار بختيارى اعزامى از تهران تقويت شده بود راه اردبيل را در پيش گرفت و در گردنه‌اى نزديك شهر با سواران شاهسون روبرو شد . پس از يك جنگ سخت ، كه به شكست متمردين منجر شد ، امير عشاير و رؤساى ايل شاهسون تسليم شدند . در اين‌موقع محمد على ميرزا در قمش‌تپه « 133 » به جمع‌آورى قشون مشغول بود . او با صرف هزاران تومان پول و وعده‌هاى بسيار به رؤساى قبايل تركمن و خوانين اطراف موفق شده بود چند هزار سوار و تفنگچى را دور خود گرد آورد و در ضمن مالكان و متنفذان مازندران را با خود همدست سازد . هنگامىكه تعداد نفرات او به حدّ كافى رسيد اردوى خود را به دو گروه تقسيم كرد : يك گروه را به فرماندهى ارشد الدوله از طريق شاهرود به تهران روانه ساخت و خود نيز همراه گروه ديگر از گمش‌تپه به طرف مازندران رهسپار شد . محمد على ميرزا شهرهاى مازندران را يكى پس از ديگرى بدون اندك مقاومتى به تصرف درآورده به گردآورى سپاه و وصول ماليات و مجازات و تنبيه آزاديخواهان پرداخت . وى تصميم گرفته بود از راه فيروزكوه به سوى تهران عزيمت كرده در يك روز معين به اتفاق سالار الدوله و ارشد الدوله پايتخت را مورد حمله قرار دهد . براى مقابله با نيروهاى محمد على ميرزا و شعاع السلطنه ، مجاهدان گيلان بسيج شدند . معز السلطان ( سردار محيى ) در رأس اردوئى مركب از سيصد مجاهد گيلانى ، دويست سوار بختيارى و يك فوج سرباز مجهّز به چند عراده توپ به مازندران عزيمت كرد تا شاه مخلوع را سركوب نمايد . سردار محيى به اتفاق برادرش عميد السلطان و سالار بهادر ، كه رياست دويست سوار بختيارى را به عهده داشت به طرف مازندران حركت كرد و در فيروزكوه با گروهى از قواى محمد على ميرزا به فرماندهى رشيد السلطان برخورد نمود . جنگ سختى بين آنان درگرفت كه دو شبانه‌روز ادامه داشت ؛ بالاخره افراد رشيد السلطان كه بيشتر از سواران اصانلو بودند شكست خوردند و رشيد السلطان نيز كشته شد . در همين موقع محمد على ميرزا به اتفاق شجاع السلطنه و قشون خود به گردنه فيروزكوه رسيد و با اردوى سردار محيى برخورد كرد . جنگ سختى بين دو طرف آغاز شد ولى محمد على ميرزا ، كه از شجاعت بهره‌اى نداشت ، از ميدان نبرد فرار كرد و قشونى را ، كه با آن‌همه تلاش جمع كرده بود متلاشى ساخت . وى پس از رسيدن به سارى يك بار ديگر به گردآورى سپاه پرداخت اما وقتى خبر شكست سالار الدوله و ارشد الدوله را شنيد با يأس و نااميدى به قمش‌تپه مراجعت كرد . در فارس نيز سركشى و عصيان توسط عده‌اى از سران عشاير آغاز شده بود . دولت يك اردوى پانصد نفرى را به رياست حامد الملك و مدحت السلطنه از طريق كاشان به فارس روانه ساخت . در اين اردو عده قابل توجهى از مجاهدين گيلان شركت داشتند . حامد الملك نيز كه به اتفاق مدحت السلطنه رياست اردو را به عهده داشت در جنگهاى قزوين و بادامك و تهران جزء اردوى گيلان بود . وى ، كه از شيفتگان آزادى به شمار مىرفت پس از انقلاب رشت به مجاهدين گيلان پيوسته بود . اين مرد آزاده در نبرد كاشان كه بين قواى دولت و افراد نايب حسين كاشى راهزن و غارتگر معروف اتفاق افتاد به شهادت رسيد . اما اردوى اعزامى از تهران افراد نايب حسين كاشى را متوارى ساخت و آنگاه به سوى فارس عزيمت كرد و سركشى و عصيان سران عشاير را خاموش كرد . ارشد الدوله ، كه مردى شجاع و دلير بود با گروههاى تركمن و سواران و

--> ( 133 ) . گمش‌تپه .